ذبيح الله صفا

735

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

برخاستم كه در پيش افتم بناز گفت * بنشين كه در خيال محالى فتاده‌اى گفتم اميدها به تو دارم ، بخنده گفت * ميلى برو برو كه تو بسيار ساده‌اى * امشب منم آزرده‌دل و سينه‌فگار * جان بر لب و جسم زار و من در آزار نى طاقت بيدارى و نى راحت خواب * نى قوت اضطراب و نى تاب قرار * اكنون كه دلم بدست عشقست گرو * نى راى سفر مانده نه پاى تك و دو ديگر مكش انتظار من اى همره * بگذار مرا و راه خود گير و برو * قرار صبر به خود داده بازماندم ازو * به اين اميد كه تن در دهم بتنهايى فراق مىكشدم اين زمان و مىگويد * سزاى آنكه كند تكيه بر شكيبايى ! 16 - هجرى قمى « 1 » در صحيفهء 641 از همين جلد دو بند از مربع تركيب لسانى شيرازى

--> ( 1 ) - دربارهء او بنگريد به : * خلاصة الاشعار تقى الدين كاشى ، خطى . * هفت اقليم ، تهران ، ج 2 ص 515 . * صحف ابراهيم ، على ابراهيم خان خليل ، خطى . * رياض الشعراء واله داغستانى ، خطى . * آتشكده ، تهران بتصحيح آقاى دكتر سادات ناصرى ، ص 1350 - 1354 . * شمع انجمن ، ص 533 . -